تنهایی در تنهایی







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





مطالب عاشقانه

تلخ
 طعم تلخ سیگار

طعم تلخ سیگارو دوست دارم

تلخ مثل آخرین بوسه ی لعنتی ما

تلخ مثل آخرین دروغ تو که باز هم همو می بینیم

تلخ مثل نبودنت ...!

 

به یاد تو

بیاد تو دو تا فنجون روی این میز میزارم

 

شکسته قلبم از دستت ولی بازم دوست دارم

 

خوب ها

خسته ام

 

فکر کن
 


چشاتو ببندی
تفنگ رو بزاری زیر چونه ات
و بعدش: بنـــــــــــــگ
چه صدای دلنشینی

رخصت پرواز
 

بسته

خواب محبت
خواب محبت

گونه هاي تر من، دست کسي را حس کرد.

يک نفر نام مرا زيبا برد و به اندازه ي قلبم دل او نیز تپید.

شب سرديست و من با دل خود ميگويم:

"خبري نيست بخواب! باز هم خواب محبت ديدي."

 

چه اندازه تنهایی من بزرگ است
تنهایی من

 

بگذر از این تنها
تو هم بگذر از این تنها

 

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما

همه از من گریزانند, تو هم بگذر از این

تنها

 

پله

 

نمیدونم چرا همه دارن پله های ترقی رو طی میکنن

ولی ما همش داریم پله های بدبختی رو طی میکنیم

 

مسافر جاده ها

غریبه‌ی مهربان, مسافر جاده‌ها!

چه بی‌صدا میروی, ز خاطر جاده‌ها

تو می‌روی چه تنها, شروع تو چه زیبا

چو می‌رسد عمر من, به آخر جاده‌ها

رفیق
 

من و مترسک و کلاغ ها

مترسک ناز می کند

کلاغ ها فریاد می زنند

و من سکوت می کنم....

این مزرعه ی زندگی من است

خشک و بی نشان

نگاهم به دور دست

 

نگاهم به دور دستهاست

 

منتظرم

 

اما چه کسی میفهمد

 

درد این نگاه را؟

 

درد این انتظار بیهوده را؟

 

 

چشمان تو

 

به هر آن چیز که در عمق وجود جاریست

و به گیرایی چشمان تو سوگند

که من در حسار تب مژگان تو گیر افتادم

پشت این میله زندان بلند

سالها میشود اینک که اسیر افتادم

آه من عاشق و زندانی چشمان تو ام

و تو زندانبانم

به نگاهت سوگند

که از این ساحت زندان سیاه، مرهانم هرگز

مرهانم هرگز!!!

تار عنکبوت


پنجره دلم تار عنکبوت زده…

 

زنجیر تنهایی
زنجیر تنهایی

قاصدک زنجیر تنهایی به دستانم زدند

قاصدک شوریدگی بر فال بی فالم زدند

***

قاصدک تو هیچ میدانی که امروزم چه شد؟

برملا کردند اسرارم- و فریادم زدند

***

کاش دنیا را نمی دیدم – و این رسواییم!

آتشی بر خانه و بر جان بی تابم زدند

***

قاصدک امروز هم روزیِ ما بی تابی است

لحظه ها امروز هم بی وقفه شلاقم زدن

 

عهد قو
عهد قو

قو فقط یکبار ازدواج می کند و بر عهدی که می بندد پای بند است

ولی این انسان ...

زندان غم

ای خدا! جرم دلم چیست که زندان غمم؟

 حکم دل چیست اگر وصله ناجور منم؟

***

ساز تبعید زد این قاضی کفتا  صفت

اوکه عشق مضحکه کرد و گنهش شد عادت

 

چرا آتش شدی؟

قلب سوخته

من که چون شمعی به شام تار تو افروختم

هر چه کردی با دلم از شکوه لب را دوختم

روز و شب بوده دعای من سلامت بودنت

پس چرا آتش شدی از شعله هایت سوختم؟؟؟

 

مشتی خاک
 

مشتی ز خاک برمیدارم...

شاید این همان نیمه گمشده من باشد که خدا یادش رفته خلقش کند!



تک درخت پاییز

و من چون تک درخت سرخ پاییزم

 

پرپر شدم
 

یـــــه روزی -تـــک پـــــر- بـــــودم....

تــــو بـــــــاعث شـــــــدی کــــــه -پــرپـــر- شــــم........

 

قلب تیر خورده

به قلب تیر خورده ام خوب نگاه کن
این آینده ی قلب هرکسی است که
او کسی را دوست داشته باشد
ولی کسی او را دوست نداشته باشد

 

شانه هایت را دوست دارم
 

 

تمام
 
پتانیسل عجیبی واسه تموم کردن زندگی دارم :|

 

شمع و گل

میشود در آسمان زندگی

یک سبد از غنچه های یاس داشت

یا که در سوز و گذاز شمع عشق

مثل پروانه کمی احساس داشت

 

چون شمع

چون شمع، سرگرم سوختن خویشم


[+] نوشته شده توسط admin در 16:23 | |







مطالب عاشقانه زیبا

باران

تو که نباشی باران نمی بارد ... ،

 

فقط بعضی وقت ها زمین و زمان خیس می شود ...

 




وای

وای از نیمه شبی که بیدار شوم

تو را بخواهم

و خود را در اغوش دیگری بیابم

 


ﺩلم

ﺩلم

ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﮐﺮﺩﯼ . .

ﺷﻤﺎ “. . .

 


بی رحمی

بی رحمی ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ

 ﺍﻣﺎ ﺣﻮﺍست ﺭا ﺟﻤﻊ ﮐﻦ !

ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ...

 

شک
 
شککرده بودم کسی بین ماست ...
 
اما فهمیدم من بین دو نفر بودم
 

 

 


قشنگترين حس

ميدوني قشنگترين حس دنيا چيه ؟

اينکه بدوني همون بلايي که سرت آورده..

سرش آوردن ...!

 

 


خـداحـافـظ
سردش بود دلم را برایش سوزاندم!!!

 

گرمش که شد با خاکستر قلبم نوشت:

 

خـداحـافـظ ...

 


نقاش

سریعترین نقاشی بود که دیده بودم

 

در یک چشم بهم زدن روزگارم را سیاه کرد

 



ا ي کــاش

اي کــاش دلـيـل شـب بيــداري هايـم 

بودنت بــود 

نــه نبودنـت

 

 


یکی دیگه

بهم میگفت با دنیا عوضم نمیکنه !

 راست میگفت با دنیا نه ،

 با یکی دیگه عوضم کرد !

 


نقـاشــی

نقـاشــی اش خــــوب نبــود!


امـــا…


خــوب راهـش را کشیــــد و رفـــــت … !

 

قصــه

تــلخي قصــه آنــجاست...

 

وقــتي دلم "سوخــت"

 

دلــش "خــنک" شد!

 

 


شبــــــانهــــ روز

هَرکســــــــ یا  " شبـــ"  میمیرد یا " روز "

 

امــــــــا منــــــــ ...

 

" شبــــــانهــــ روز "


کاش می فهمیدی

کاش می فهمیدی

 برای این که تنهایم تو را نمیخواهم؛

برعکس …

برای این که میخواهمت ؛ تنهایم…!!!

 


نخواست

هر جا که می بینم نوشته است :

” خواستن توانستن است ”

آتش می گیرم !!!

یعنی او نخواست که نشد ؟!


خدایـــــــــــا

خدایـــــــــــااااا …

 من دلـــم را صــابــون زدم به عـشـــق او 

 چـــرا چـشـمانـم می سـوزنــــد؟ …

 

 

آغوش

زانوهایم را درآغوش گرفته بودم ،

وقتی ...

تو برایآغوش دیگری زانو زده بودی

 


بــازي

"مــن"

به دنــبال

"تــويي" مي گــشت

بــراي " مــــــا " شــدن

دريــغ که 

بــازي را

"او" بــــرد....

 


عـزیــزش

دیـــــــگر

استــفــاده نمی کنــم

از میــم مالکــیـــت !!!

شـــب بـخـیــــــر

عـزیــزش

 

فــــرار

گـــاهـی از  فـکــر کـــردن  به تــــو فــــرار مـی کنــم

 

 مثــل رد کردن آهنـگی  که  خـیـلـی دوسـتــش  دارم ...

 


مسافر

میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده

اشــک که از آب زلال تره

 پسچرا مسافر من برنمی گرده

 


لیــاقـــت

مـی گویند لیــاقـــت نداشـت

نمـــی دانـنــــد کـــه تــــــــو 

فـقـط دوستـــم نــداشتـی

هـمـیــــن ...


چشمک

بـــاران همیشه می بارد، اما مردم ستـاره را بیشتر دوست دارند

 

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن 

 

 
 

بن بسـتــــــ|

 

میـدونیبن بسـتــــــ|زنـدگی کـجـاست ؟؟؟

 

جــایــی کـه ...

 

نـه حـــقخــواسـتنداری

 

نـه تــوانــایـیفـــرامــوش کـــردن

 


ساعت

چـند ساعتی با هم بودیم

مـــــن به تـــــو نگاه میکردم…

و تــو به ساعتت

تـو قــرار داشتی و من  بـــی قراری 

 

 


سر سوزن

ســر سـوزنـی اگــر مــــرا می خـواست

 زمیــن و زمــان را به هم میدوخـــتم ...

 

ﻃﺎﻗﺖ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸـﻢ ﻫﺎﯾـﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸـﺖ ﺑﮕﯿـﺮﻡ ...
ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
 
 

شمـــــا ؟

سلامتی اون کسی که داشت میرفت

گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنی

برگشــت نـگــام کرد

گفتم دیدی نمیتونی …

گفـت:ببخشید شمـــا ؟

 

 

 

تـلــخ و شیرین

 

 
چه اشتباه بزرگیست !
 

 تـلــخکردن زندگیمان

برای کسی که در دوری ما  

  شیرینترین لحظات زندگیش را سپری می کند

 

برای دیگری

عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ...

خط به خط تمام گفتــــه هایم را...

خواســـته هایم را...

امــــــــــا...

 

 امـــــا ... برای دیگری

 

ღ گفت : پای رفتن نـدارم ، راست می گفت !!! بـــا ســر رفـــــت 

 


[+] نوشته شده توسط admin در 15:59 | |







متن های عاشقانه زیبا

تو مغازه ي قلبم تنها گلي هستي که روش نوشتم

دست نزنيد ، فروشي نيست

************

 میدونی محبت یعنی چی ؟  م = من   ح= حالا  ب=

به یاد   ت = توام

**********

هميشه وقتي مهموني ها تموم ميشه، حس غريبي

دارم… چه برسه به اين دفعه که مهموني 

 

خدا داره تموم ميشه

************

میدونی LOVE یعنی چی ؟

 

L = لنگه تو پیدا نمی شه

 

O = عمرمی

 

V = وجودمی

 

E =اِوا ، اس ام اس رو اشتباه فرستادم


[+] نوشته شده توسط admin در 13:17 | |







طعنه به تو ای بی وفا

من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی برای کشـیدنِ فـریـادهـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت . 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

نبودن هایت آنقدر زیاد شده اندکه هر رهگذری را شبیه تو می بینم !!نمی دانم غریبه ها ” تــــــــــــــــــــو ” شده اندیا تو ” غریبـــــــــــــــــــــــــــه ” ؟؟!!...

 

شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…. .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،من در اوج قصه گم شده ام….!

...این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشداز دلتــــ که مایه بگذاریســوخـــــته ای . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زن که بـاشـے …عـاشـق شـوے “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـے کـنـنـد !راسـت مـے گـویـنـد . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایـے کـه..“تـو” ..مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودے...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه …!

تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !...

کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می‌خوردی 

و از درد به خودت می‌پیچیدی یه داور می‌اومد از آدم می‌پرسید:می‌تونی ادامه بدی؟!تو هم میگفتی نه ، باید 

برم بیرون . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت ، راه بــــاز کــــنـیدایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگـــــــران نباش،حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــومآمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت!اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاب ندارم سخت است با تو هستند جلوتـــربا دیگری یا جور دیگری . !سخت است چه رنگین کمان نحســـــی...

 

درغروب سخت دنیا یاد یاران میکنم درکویر خشک و سوزان رقص باران میکنم زندگی مرگ است و مرگ هم زندگی پس درود برمرگ و مرگ بر زندگی . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی اوقات بی قانونی ؛عجیب بیداد می کند در عاشقی ….یکی دور می زند …اما …. دیگری جریمه میشودو تاوان میپردازد …...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درد دارد …وقتی همه چیز را می دانی …و فکر می کنند نمی دانی …و غصه می خوری که می دانی …و می خندند که نمی دانی …...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برهنه می آئیم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که:نیمه می‌شنویم ؛یک چهارم می‌فهمیم ،هیچی فکر نمی‌کنیم !و دوبرابر واکنش نشون می دهیم . . ....

وقتی که گوش ها زنگ زده اندعاقلانه ترین کار ، سکوت است…...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میان ابرها سیر می‌کنم هر کدام را به شکلی می‌بینم که دوست دارم . . .می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم میان آدم‌ها اما . . .کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض می‌کنندبـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد …بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــودبـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــدبــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت...چشم بَـــــسته از فرسنگ ها می شناسمت…!این تَـــــلاشت برای گم شُــدن مَــرا می خنداند…!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه :مگه من ازت خواستم…..!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهندوقتی بودن ها طعم نیاز دارندوقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشودوقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشودوقتی غریزه احساس را پوشش میدهدوقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشوددیگر نمی خواهمت نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانندو زنان شوکت زن بودنشان را؛کاش مردان همیشه مرد باشندو زنان همیشه زن!آنگاه هر روز نه روز “زن”،نه روز “مرد” بلکه روز “انسان” است…...عمریستــ خـ‗__‗ــودم را به خریتـــــــ زده ام ….دلــم برای آن روی سگــ‗__‗ـــم تنگــــــــ شده…...چه اســــارت بی افتخــــاری است در بنــــد حــــرف این و آن بــــودن . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به چه میخندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟به چه میخندی تو ؟ نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟به چه میخندی تو ؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟خنده دار است بخند . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ….وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی...صبر کن سهراب ! قایقت جا دارد؟آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند …وای سهراب کجایی آخر ؟ … زخم ها بر دل عاشق کردن ، خون به چشمان شقایق کردند…ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش سیری چند ؟صبــــــــ ـــــــــر کن سهــــــــ ـــــــراب …!قایقت جا دارد؟ من را نیز با خود ببر ، اینجا عاشقی بین مردم مرده است . . ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،اما می شود کمی کمکم کنید!آی جماعت…شماها دقیقا چه رنگی هستید؟...

شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!.من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!...آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است … !وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی از احساسش میگوید ؛ آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود …وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش …...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند !حیف از عشق که زیر دست و پاست …...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گــــفته باشــــم !.!.!مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندامیه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن ، افکارها هستن !...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر روزی عاشق شدی …قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ……!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هم قــــــــــد شدیم …خدا میداند چه چیزهایی را زیر پاهایم گذاشتم …...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزگاریست همه عرض بدن می خواهندهمه از دوست فقط چشم و دهن می خواهنددیو هستند ولی مثل پری می پوشندگرگ هایی که لباس پدری می پوشندآنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجندعشق ها را همه با دور کمر می سنجندخوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسدعشق هایی که سر پیچ خیابان برسد


[+] نوشته شده توسط admin در 13:12 | |







متن های عاشقانه

 

گاهی احساس می کنم
روی دست های خدا مانده ام...
خسته اش کرده ام....
خودش هم نمی داند

با من چه کند!!



 
** به گذشته برنگرد **

  

هـَـ ـرگـِــز بـِـه گــُذَشــ ـتِـهــ بـَـرنـَـگــ ـَـرد؛

اَ گـَ ـر  سـیـ ــنـدِرلــا بَـرایــ ـــ بـَـ ـردآشـ ـتَـن

کـَفـشـ ــشـ بَــرمـیـگــَشـ ـتــــ،

هــیـچـوَقـ ـتـــ ...

یــ ـکــــ پــِرنــسـ ـســـ نــمــیـ ـشُــد...!

************************************

پ.ن: خــُدآیا ڪِـآش وَقتــے داشتـے

آدمـآرو مـے آفــَــریدے

آغوش ِ هـَــر آدمے

فَقط قَــــد ِ פــــوآے خُـودِش بـــــود ...!

************************************



 
** عادت به تنهایی**

تنهایی را دوست دارم!

عادت کرده ام که تنها با خودم باشم،

دوستی میگفت: عیب تنهایی این است:

که عادت میکنی خودت تصمیمی بگیری،

تنها به خیابان میروی،

به تنهایی قدم میزنی.

پشت میز کافی شاپ تنهایی می نشینی

و آدمها را نگاه میکنی،

ولی من به خاطر همین حس دوستش دارم!

تنها که باشی نگاهت دقیق تر میشود و معنادار،

چیزهایی میبینی که دیگران نمیبینند،

در خیابان زودتر از همه میفهمی پاییز آمده

و ابرها آسمان را محکم در آغوش کشیده اند!

میتوانی بی توجه به اطراف،

ساعتها چشم به آسمان بدوزی

و تولد باران را نظاره گر باشی.

برای همین تنهایی را دوست دارم،

زیرا تنها حسی است که به من فرصت میدهد خودم باشم!

با خودم که تعارف ندارم،

سالهاست-به-تنهایی-عادت-کرده-ام...!

*******************************************

پ.ن: بعد از مـرگـم . . .

قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید

من و دلـــم هیچ گاه

آبـمـان توی یک جـوی نرفت ...!

***************************************



 
** شادی را فراموش نکن **

دوستای خوبم امروز میخوام مطلب جدیدی براتون بزارم که

ممکنه همین چند سطر نوشته مسیر جدیدی رو در زندگی هر

کدوم از شما عزیزای من به وجود بیاره و روح و روان شمارو جلا بده:

 

 

 

**به آرامی آغاز به مردن می کنی**

اگر سفر نکنی،

اگر کتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

**به آرامی آغاز به مردن می کنی**

زمانی که خود باوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

**به آرامی آغاز به مردن می کنی**

اگر برده‏ عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

**تو به آرامی آغاز به مردن می کنی**

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند، دوری کنی.

**تو به آرامی آغاز به مردن می کنی**

اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی،

آن را عوض نکنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی،

که حداقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت ‌اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

**شادی را فراموش نکن**

*********************************

 

پ.ن: ” مـــَـــردها ” در عین پیچــیدگی

در عـــاشقی روش ساده ای دارند !

” تــو را بخواهند برایت می جنگند

“تــو را نخواهند با تــو می جــنگند

*********************************


 



 
**عاشق تو بودن**


زنی که دوستش داری را به من معرفی کن
تا به او عاشق تو بودن را بیاموزم

.

.
مهم نیست آن زن من نیستم
مهم این است؛ کسی کمتر از «عشــق» به تـو نگوید!

================================

پ.ن:هر وقت مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا باور کردی...!!!


در آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم بگیر...!!!


عذرخواهی از خــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــــدا با من....!!!

===============================



 
"" مرد ایران زمینم""

 

مرد ایران زمینم:

دستان تو از دستان من زبرتر و پهن تر است

صورتت ته ریشی دارد

قلبت به وسعت دریاست

جای گریه کردن به بالکن میروی و دود میکنی

با همان دستان پهن و زبر مرا  نوازش میکنی

با همان صورت نا صاف مرا می بوسی

و من آرام میشوم

من تورا نامرد نمی خوانم

تورا با پول با ماشین و ثروتت نمی سنجم

می دانم اگر با تو با تو فقط روراست باشم

زمین و زمان را به خاطرم به هم می دوزی

دنیا را به پایم می ریزی...

میدانم...!

=======================

پ.ن: گاهی خود خدا هم میخواهد

پادر میانی کند 

اما از دست او هم

کاری  بر نمی آید...!

==========================

 



 
"" فقط یک قبر""

چگونه استـــ حال من
با غمـــ ها می سازمــــ…
با کنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….
خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
فقط یک قبـــــــــــــــر…
در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ

می خــــــــــــواهمـــــــــ...
خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ

===========================

پ.ن: جـآےِ פֿـآلیــَـش رآ

نَـﮧ ڪِتآبـ پُـر میکُنَد

نَـﮧ گِریـﮧ هآے شَبونـﮧ

نَـﮧ سیــــگآر

פּ نَـﮧ لَبـפֿَـنـבهآے اَلـَڪے

لَعنَتـے

בلَم بَغَل میـפֿـפּآב...!

=======================


[+] نوشته شده توسط admin در 13:10 | |



. SEO Services & ToolsSubmit Express